خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: مطالعات ایرانشناسی در باخترزمین دههها زیر سایه متنهای کلاسیک دیوانی، حماسههای درباری و منظومههای عرفانی قرار داشت؛ حوزهای که پژوهشگران برجسته غربی غالباً شکوه فرهنگ ایرانی را منحصر به شعر فاخر و اسناد دیوانسالارانه میدیدند و از ثبت، تحلیل و ساختاربندی خلاقیتهای زبانی تودههای مردم غافل میماندند. با این حال، ظهور چهرههایی در نیمه دوم سده بیستم میلادی نشان داد که فرهنگ شفاهی، افسانهها، شوخطبعیهای کوچه و بازار و حتی کتابچههای ارزانقیمت چاپ سنگی روزگار قاجار حامل لایههایی ژرف از روح جمعی و تاریخ اجتماعی این سرزمین است. یکی از پیشگامان نامدار و اثرگذار این دگرگونی رویکردی، اولریش مارزلف (Ulrich Marzolph؛ گاه مارتسلف) پژوهشگر، اسلامشناس و ایرانپژوه معاصر آلمانی است که عمر علمی خویش را وقف گونهشناسی و نظاممندسازی ادبیات عامیانه و روایتشناسی تطبیقی کرد.
از تشویق فلاطوری تا کرسیهای ایرانپژوهی در آلمان و جهان
پژوهش در ادبیات عامه و میراث روایی ایران، سالها زیر سایه ادبیات رسمی، دیوانی و متون فاخر درباری قرار داشت. با این حال، نسل تازهای از خاورشناسان نیمه دوم سده بیستم میلادی با بهکارگیری روشهای مدرن مردمشناسی و روایتشناسی تطبیقی نشان دادند که فرهنگ تودهها، افسانههای شفاهی و محصولات بصری بازارهای عامیانه، روشنترین آیینه برای شناخت تحولات اجتماعی تاریخ ایران به شمار میروند. یکی از برجستهترین و پیشروترین این چهرهها، اولریش مارتزلف (Ulrich Marzolph) — که در زبان فارسی بیشتر به نام اولریش مارزلف شهرت یافته — اسلامشناس و ایرانپژوه معاصر آلمانی است.
مارتزلف در سال ۱۹۵۳ میلادی در شهر دورماگن آلمان متولد شد. او پس از اتمام دوره متوسطه و اخذ دیپلم، بر خلاف مسیر مرسوم، راهی سفری طولانی به سرزمینهای مشرقزمین گشت؛ سفری تجربی که سرآغاز دلبستگی مادامالعمر او به جغرافیای فرهنگی جهان اسلام و زبان فارسی شد. پس از بازگشت و ورود به دانشگاه کلن، او به تحصیل در رشتههای مطالعات اسلامی، زبان چینی و اسپانیایی پرداخت. در همین سالها، راهنمایی و تشویق پرفسور عبدالجواد فلاطوری، استاد برجسته دانشگاه کلن، مسیر علمی او را دگرگون ساخت؛ با توصیه فلاطوری، مارتزلف برای درک بیواسطه و عمیق زبان و بافت اجتماعی ایران، رهسپار دانشگاه فردوسی مشهد شد و در رشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت.
اقامت پژوهشی در مشهد پیش از انقلاب اسلامی، مارتزلُف را در دل کانونهای روایی خراسان، زیارتگاهها، مکتبخانههای سنتی و سنتهای نقالی نشاند. او پس از بازگشت به آلمان، رساله دکتری خود را در سال ۱۹۸۱ در دانشگاه کلن به پایان رساند؛ اثری بنیادین که به گونهشناسی قصههای عامیانه فارسی اختصاص داشت. در گامهای بعدی، افق فعالیتهای دانشگاهی او ابعادی جهانی به خود گرفت: او از سال ۱۹۹۲ تا پایان ۲۰۱۸ کرسی استادی مطالعات اسلامی را در دانشگاه گئورگ آگوست گوتینگن بر عهده داشت، در سال ۲۰۰۲ به عضویت پیوسته مؤسسه مطالعات عالی دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون آمریکا درآمد و در سال ۲۰۰۳ نیز به عنوان استاد مدعو در موزه ملی مردمشناسی اوزاکا در ژاپن به تدریس و تبادل نظر پرداخت.
تدوین گونهشناسی قصهها؛ الفبای نظاممند برای افسانهشناسی فارسی
تا پیش از کارهای مارتزلف، کوششهای گردآوری فولکلور در ایران هرچند ارزشمند و باهمت بزرگانی نظیر صادق هدایت، صبحی مهتدی و دیگران صورت گرفته بود، اما فاقد چارچوب ردهبندی بینالمللی بود. پژوهشگران غربی از سده نوزدهم نظام شمارهگذاری مشخصی برای قصههای هندواروپایی (الگوی آرنه-تامپسون) پدید آورده بودند که به محققان امکان میداد نسخهها، بنمایهها و دگرگونیهای هر داستان را بدون وابستگی به زبان خاص رصد کنند.
شاهکار پژوهشی او، یعنی کتاب «طبقهبندی قصههای ایرانی» در واقع انتقال خلاقانه و دقیق این نظام به گستره ادبیات فارسی بود. مارتزلف با گردآوری و کدگذاری روایتهای گوناگون، نقشهراهی منسجم فراهم ساخت تا هر قصه یا بنمایه عامیانه ایرانی، شناسنامه و شمارهای ویژه دریافت کند. این دستاورد بزرگ نشان داد که فرهنگ شفاهی ایران پیوندی ناگسستنی و ساختاری با قصههای خاورمیانهای، عربی، ترکی و حتی ادبیات عامیانه اروپایی دارد. این اثر سالها پس از نگارش، مرجع بیبدیل رسالهها و مقالات حوزه ادبیات شفاهی در دانشگاههای داخل و خارج از کشور بوده و به پژوهشگران توانایی میدهد که به جای توصیفهای ذوقی، متون روایی را با معیارهای دقیق زبانشناختی و ساختارگرایانه بسنجند.
علاوه بر این، در فاصله سالهای ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۵، مارتزلف با حضور در هیئت تحریریه پروژه سترگ دانشنامه افسانهها (Enzyklopädie des Märchens) در آکادمی علوم گوتینگن، جایگاه بنمایهها و روایتهای کهن شرقی را در جامعترین مرجع فولکلورشناسی بینالمللی تثبیت کرد. پروژه پژوهشی او در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ نیز به نگارش کتاب ارجمند صد و یک داستان خاورمیانهای و تأثیر آنها بر سنت شفاهی غرب در سال ۲۰۲۰ انجامید که در آن با دقت اسنادی نشان داده شده چگونه روایتهای این اقلیم پایههای قصهپردازی کلاسیک در غرب را پیریزی کردهاند.
گونهشناسی روایی؛ نقشهبرداری علمی از اقلیم افسانههای ایرانی
پیش از انتشار اثر کلاسیک مارزلف با عنوان طبقهبندی قصههای ایرانی (Typologie des persischen Volksmärchens) که اصل آن در بیروت (۱۹۸۴) به چاپ رسید و سپس با ترجمه کیکاووس جهانداری، در ایران به زیور طبع آراسته گشت، گردآوری قصهها در ایران حرکتی پراکنده و متکی بر ذوق و سلیقه شخصی بود. گردآورندگانی چون صادق هدایت، صبحی مهتدی و علیاشرف درویشیان روایتهای مردم را از سینه راویان به روی کاغذ آورده بودند، اما جای خالی یک الگوی طبقهبندی سنجیده، کدگذاریشده و قابل انطباق با نظامهای بینالمللی افسانهشناسی (نظیر الگوی آرنه-تامپسون) بهشدت احساس میشد.
مارزلف با بررسی صدها روایت کتبی و شفاهی، دستهبندی استواری برای قصههای عامیانه فارسی پدید آورد که امروزه حکم الفبا و دایرهالمعارف گونهشناختی را برای پژوهشگران ادبیات تطبیقی و بنمایهشناسان دارد. این نظام، قصههای ایرانی را در هفت پیکره اصلی بازتاب میدهد:
۱. قصههای حیوانات: روایتهایی که جانوران شخصیت محوری آن را میسازند و با ساختاری کهن، بار تمثیلهای اخلاقی و انتقادی را به دوش میکشند.
۲. قصههای سحر و جادو (افسانهها) : ژرفترین لایه تخیل بشری مشتمل بر پریان، دیوان، سیمرغ، طلسمات، گنجینهها و آزمونهای دشوار شاهزادگان و عیاران.
۳. قصههای مذهبی و تاریخی: بازخوانی عامیانه زندگی اولیاء، انبیاء و چهرههای نامدار گذشته که با رویدادهای کرامتگونه و شگفت درآمیخته است.
۴. قصههای نوولستی یا داستانوار: روایتهایی بدون عناصر فراطبیعی که بستری اجتماعی و واقعگرایانه دارند و به ماجراهای عشق، آزمون وفاداری، فراق و وصال میپردازند.
۵. قصههای دیو ابله: ماجراهای نمادینی که در آن موجودی ظاهراً تنومند، ترسناک و فرادست به نیروی کیاست و شوخطبعی انسانی عامی و ناتوان شکست میخورد.
۶. لطیفهها و حکایتهای طنزآمیز: طنزهای نغز و نقدهای تند اجتماعی که در پیرامون تیپهایی چون ملانصرالدین، بهلول و تلخک شکل میگیرند.
۷. قصههای زنجیرهای: روایتهای انباشتی که با تکرار ریتمیک کنشها پیش میروند و اغلب پیشدرآمدی بر بازیهای زبانی و ادبیات کودک و نوجوان بهشمار میآیند.
با این ردهبندی، ادبیات عامیانه ایران دیگر جزیرهای دورافتاده نبود؛ بلکه هر قصه کدی مشخص یافت که پژوهشگر میتوانست ردپای بنمایههای آن را در روایتهای هندی، هزار و یک شب، حکایتهای بیزانسی و افسانههای برادران گریم در اروپا پیگیری و تحلیل کند.

بازخوانی طنز عامیانه و تبارشناسی شخصیتهای فرزانه-مجنون
تمرکز مارتزلف بر فرهنگ روایی خاورمیانه و شمال آفریقا به دایره طنز و کمدی نیز بسط یافت و تنها محدود به تدوین گونهها نماند؛ دومین پژوهش عمده او در سال ۱۹۹۲ به بررسی حکایتهای فکاهی در ادبیات کهن عربی پیش از هجوم مغولان پرداخت. او مفهوم «طنز عامه» را فراتر از خنداندن محض، به عنوان ابزاری جامعهشناختی برای نقادی قدرت، حفظ نشاط جمعی در بزنگاههای تاریخی و گریز از انقیاد تعبیر کرد.
او بهطور خاص به روانشناسی روایی خاورمیانه و کارکرد طنز عامیانه توجه کرد. کتاب نامدار او بهلولنامه تجلی کاوشهای وی پیرامون کهنالگوی «فرزانه مجنوننما» در تمدن اسلامی است. مارزلف نشان میدهد که چگونه چهره تاریخی بهلول به نمادی بدل میشود تا جامعه زیر تیغ استبداد، سخنان حقطلبانه و نقدهای سیاسی و الهیاتی خویش را در پوشش رفتار دیوانهوار به حکمرانان عرضه کند.
همین شیوه تحلیلی در مقالات بنیادین او درباره ملانصرالدین و جوحی نیز تکرار شده است. او ادبیات فکاهی را ابزاری برای پایداری روانی جامعه، برهمزدن نظم تحمیلی و مقاومت فرهنگی میداند. در اثر پژوهشی متأخرش با عنوان صد و یک داستان خاورمیانهای و تأثیر آنها بر سنت شفاهی غربی (۲۰۲۰)، مارزلف نشان داد که روایتهای طنز و افسانههای خاورمیانه چگونه از طریق ترجمهها، بازرگانان، جنگهای صلیبی و دادوستدهای فرهنگی در کرانههای مدیترانه، آبشخور غنی افسانهسرایی اروپایی شدهاند.
تحلیلهای درخشان او از چهره «بهلول» و تبیین او به عنوان نماد «فرزانه مجنوننما» در تمدن اسلامی، نشان میدهد که چگونه خرد جمعی عامه برای گفتن ناگفتنیها و نقد مفاسد درباری، نقابی از ابلهی و جنون به چهره شخصیتهای تاریخی میزده است. همین نگاه در واکاوی روایتهای مربوط به ملانصرالدین، جوحی و پیوند قرآن با ادبیات طنزآمیز نیز نمایان است. از سوی دیگر، پژوهشهای تخصصی مارتزلف درباره شاهکار هزار و یک شب و ویرایش کتاب مهم خوانش شبهای عربی (The Arabian Nights Reader)، او را به یکی از معتبرترین صاحبنظران جهانی در مباحث نسخهشناسی، لایههای تاریخی و سرگذشت ترجمههای فرامرزی این اثر جاودان بدل کرد.
از متن به تصویر؛ گرهگشایی از زیباییشناسی و ابعاد اجتماعی چاپ سنگی قاجار
یکی از شاخصترین وجوه کارنامه مارتزلف که او را از بسیاری از فولکلورشناسان متمایز میسازد، پیوند زدن پژوهشهای متنی با تاریخ هنر بصری و تصویرسازی کتاب است. در شرایطی که عمده پژوهشگران هنر ایران به دورههای تیموری و صفوی و شاهکارهای تذهیب درباری توجه داشتند، مارتزلف نگاه خود را به تولیدات کارگاهی و بازاری دوره قاجار معطوف ساخت. در جریان دوره پژوهشی سال ۲۰۱۲ در مؤسسه «شانگری-لا» در هاوایی، او پژوهشی عمیق را پیرامون تصاویر نسخههای چاپ سنگی فارسی به سامان رساند.
او صدها نسخه چاپ سنگی اعم از شاهنامههای عامیانه، رستمنامهها، خاورنامهها، حسینکرد شبستری و کتابچههای دینی را در کتابخانههای ایران، آلمان و دیگر نقاط جهان واکاوی کرد. در کتاب کمنظیر تصاویر داستانی در کتب چاپ سنگی فارسی، او ثابت کرد که صنعت لیتوگرافی (چاپ سنگی) در قرن نوزدهم، موجبات دموکراتیزه شدن تصویر را در جامعه قاجاری فراهم کرد. با آمدن این چاپ، نگارهها از انحصار اشراف و کاخها خارج شدند و همراه با متون داستانی حماسی، عامیانه و مذهبی (نظیر شاهنامه، اسکندرنامه، حمزهنامه، موش و گربه و طوفانالبکاء) به میان دکانها، مکتبخانهها و خانههای بازاریان و فرودستان راه یافتند.
مارتزلف نگارههای سیاه و سفید چاپ سنگی را نه طرحهایی خام، بلکه بخشی از شبکه گسترده هنرهای مردمی عصر قاجار میداند و آنها را در پیوند با کاشیکاریهای سقاخانهها، نقاشی پشت شیشه، گچبریها، پردههای درویشی، نقوش قالی و قلمزنی روی فلزات تحلیل میکند. او با بررسی جریانهای نوگرایی و تأثیرپذیری نگارگران چاپ سنگی از باسمههای فرنگی و پیوند زدن آن با سنت نگارگری صفوی، به فهم تاریخی روشنتری از دگرگونی زیست اجتماعی و سلیقه بصری ایرانیان در آستانه ورود به دنیای مدرن دست یافت.
بازتاب میراث علمی در مقالات تخصصی و چشمانداز پژوهش
دامنه مقالات منتشرشده مارزلف در حوزه تاریخ فرهنگ ایران گستره شگفتانگیزی دارد. او در مقاله ماندگار ادبیات عامهپسند ایرانی در دوره قاجار، به بازخوانی سندی استثنایی از سال ۱۸۶۵ میلادی (۱۲۸۲ هجری قمری) پرداخت و فهرستی موثق از نشریات و پرخوانندهترین مطالب چاپی آن عصر عرضه کرد که نقشه مطالعاتی جامعه دوره ناصری را بازتاب میدهد. در مقاله از مکه تا مشهد، طوماری تصویری از مناسک زیارتی شیعیان در عهد قاجار را دستمایه واکاوی رفتار مذهبی و الگوهای تصویری قرار داد و در مقاله مناقشهبرانگیز مالکیت فرهنگی و حق تفسیر: مذاکره بر سر فولکلور در جمهوری اسلامی ایران، مواجهه گفتمانهای حاکم با میراث روایی و عامیانه پس از انقلاب را کاوید.
پیوند ماندگار میان میراث ملی و روششناسی تطبیقی
اولریش مارزلف را باید نمونه راستین پژوهشگری دانست که میان شیفتگی ژرف به فرهنگ مقصد و وفاداری به روششناسی علمی و انتقادی اروپایی توازن پدید آورد. اولریش مارتزلف با رویکردی که میان اسناد کهن و فرهنگ کوچه و بازار پیوند برقرار میکرد، نشان داد که چگونه سنتهای روایی و نشانههای تصویری ایران، عناصری پویا و سازنده هویت تاریخی این سرزمیناند. او با آثاری چون هزار و یک شب، آسایش پس از سختی و نگارش مقالات تخصصی پیرامون نسبت «شاهنامه و هویت ایرانی»، پیوندی ماندگار با محافل دانشگاهی ایران و استادان حوزه فرهنگ عامه برقرار ساخت. نوشته های او، امروز ستون فقرات پژوهش در ادبیات شفاهی، بنمایهشناسی قصهها، روایتهای رمزی و تاریخ بصری کتاب در ایران بهشمار میروند؛ چراغ راهی که نشان میدهد چگونه سنتهای شفاهی و کتابهای به ظاهر فراموششده، عمیقترین نشانههای حیات فکری و فرهنگی یک ملت را در سینه حفظ کردهاند.



نظر شما